رانندگی در مستی ...

مدتی پیش تو یه مهمونی بودم یهو اینو شنیدم . یکی از کارای عالیه شاهین نجفی که سرایندش هم یغما گلرویی هست یاد شیش سال قبل افتادم تازه اومده بود چقد باهاش حال میکردم به مدد تکنولوژی سریع دانلودش کردم و براتون فرستادم خیلی تلخه ولی واقعی ...

نمیدونم چطور میشد لینک دانلود رو گذاشت اگه نه حتما براتون خود اهنگ رو میذاشتم


من یه گلایلم که تو این سرزمین شوم،


راهم به قبر و سنگِ گرانیت می رسه!


هر روز به قتل می رسم و شعر من فقط،


به انتشاره شعله ی کبریت می رسه!




دردم هزار ساله مثِ درده حافظه،


درمونشم همونیه که کشفِ رازیه!


نسلی که سرسپرده ی عصر حجر شده،


به ساقیای ارمنیه پیر راضیه!




وقتی که زندگی یه تئاتره مزخرفه،


تنها به جرعه های فراموشی دلخوشم!


راسکول نیکف یه پیره زنو شقه کرد و من،


با اون تبر فرشته ی الهامو می کُشم...




هی مست می کنم مثِ یه بطری شراب،


که وقتی پاش بیفته یه کوکتل مولوتوفه!


یه مجرمه فراری شدم که تو زندگیش،


درگیر یه گریزه بدونِ توقفه!




فرقی نداره جاده ی چالوس و راهِ قم،


من مستی ام که خوش داره رانندگی کنه!


یه ماهی که تو آکواریوم زار می زنه، 


تا توی اشک های خودش زندگی کنه...




باید تلوتلو بخوری این زمونه رو،


وقتی که مست نیستی به بن بست می رسی!


تو مستی آدما دوباره مهربون می شن،


حتا برادرای توی ایست بازرسی!




می خندن و به دستِ تو دستبند می زنن،


راهو برای بردن تو باز می کنن!


تو دام مورچه ها به سلیمان بدل می شی،


قالیچه ها بدون تو پرواز می کنن!




بعدش یه خواب زیر پتوی پر از شپش،


رو نیمکتِ پلاستیکیه یه کلانتری...


اما چه فایده وقتی که فردا با یه لگد، 


تو دنیای جهنمیت از خواب می پری!




این بار چندمه که به یه جرم مشترک،


هشتاد تا ضربه پشتتو هاشور می زنه؟


برگرد خونه حتا اگه با خبر باشی،


تنها دل خودت واسه تو شور می زنه... 




تو یه گلایلی و تو این سرزمین شوم،


راهت به قبر و سنگِ گرانیت می رسه!


هر روز به قتل می رسی و شعر تو فقط،


به انتشاره شعله ی کبریت می رسه!

/ 5 نظر / 39 بازدید
syahbaatr

یه شب تو یه پارکی بودم.یکی گیتار میزد و یکی میخوند ولی بقیه هم اگه میخواستن هر چی میخواستن میخوندن گیتار هم باهاشون میزد. مردم هم زیاد بودن.تابستون بود فرداشم جمعه بود.یه دختره اومد شروع کرد سوپرانو همینو خوندن ، گیتار هم شروع کرد تکوردشو زدن. در کمال ناباوری دیدم از 30-40 نفری که اونجا هستن 70-80% شعرو حفظ بودن و باهاش میخوندن :l

syahbaatr

از یه همچین لیریکس پیچیده ای بعید بود اینقد آدم حفظش باشن

raponzel

@syahbaatr منم حفظم یه مدت فقط شب و روز اینو گوش میکردم وقتی بند بندشو حس کنی برات میشه مث مرور خاطراتی که با گوشت وخون حسش میکنی